تبليغاتX
عشق ومحبت

عشق ومحبت

محبت ازدرخت آموزکه سایه ازسرهیزم شکن هم برنمی دارد.......

 

تموم زندگیم چشم و نظر خورد

 زمین خوردم مگه ربطی به من داشت

                     اگه به قول تو من بچه بودم

                         اخه بی معرفت بچه زدن داشت؟

 

اگه یه روز حس کردی تویه یه زمان عاشق دونفری

 دومیو انتخاب کن

چون اگه واقعا عاشق اولی بودی

 به عشق دومی گرفتار نمیشدی

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند

..............................

ایستاده بمیرید، بهتر است تا روی زانوهایتان زندگی کنید

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 الان دو ساله تنهام، بسه دیگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگه!!!

تو رفتی سراغ زندگیت، من اینجا موندم و یه مشت خاطره...
میخوام بازم زندگی کنم...
میخوام بازم بخندم...
میخوام بازم گیتارو شاد بزنم...
میخوام نفس بکشم...
تورو میسپرم به دست عشق و منم gf میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام !!

مامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان!!!
حالا از کجا بیارم یه دختر خوووووووووووووووووووووووووووووووووب؟؟؟

yvzjhk91n5pycxymgtg2.jpg

 

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه کفش فرارو ورکشید

آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفعه بچه شدو تنگ غروب

سنگ تو شیشه فردا زدو رفت

کاغذ گذشته ها رو پاره کرد

نامه فرداها رو تا زد و رفت

طفلکی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی

آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

 

این من و حجم شب و دستان خالی و خدا

آسمانی تیره و اشک و سکوت و انزوا

ناله های جانگدازو گریه و امن یجیب

قبله و قلب و جوارج جملگی غرق دعا  (سکوت عشق

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 19:14 توسط محمدرضا| |

کاش همه قلب ها از یاس بود

تک تک گای لبرگ ها احساس بود

کاش می شد عشق را تفسیر کرد

عاشقی را با محبت سیـر کرد

  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

به یاد سه تن سوختم:

اول مادرم که چشم به او دوختم.

دوم پدرم که مردانگی را از او آموختم.

سوم رفیقی که جز مرام و معرفت چیزی از اونیاموخ

 

 

می خواهم اتوبوس بسازم....

اتو دارم ولی بوس ندارم!!!

یه بوس میدی بسازمش.

 

در صفحه شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات مهربانيتت شد

ومن با اسب سفيد قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم:

شاه دلم دوستت دارم...

 

از شروع نفس های حضرت آدم تا

پایان نفس های آخرین آدم...

دوستت دارم.

 

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

 

 

الان دو ساله تنهام، بسه دیگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگه!!!

تو رفتی سراغ زندگیت، من اینجا موندم و یه مشت خاطره...
میخوام بازم زندگی کنم...
میخوام بازم بخندم...
میخوام بازم گیتارو شاد بزنم...
میخوام نفس بکشم...
تورو میسپرم به دست عشق و منم gf میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام !!

مامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان!!!
حالا از کجا بیارم یه دختر خوووووووووووووووووووووووووووووووووب؟؟؟

 

 

اگه یه روز حس کردی تویه یه زمان عاشق دونفری دومیو انتخاب کن

چون اگه واقعا عاشق اولی بودی

 به عشق دومی گرفتار نمیشدی

 

تموم زندگیم چشم و نظر خورد

 زمین خوردم مگه ربطی به من داشت

                     اگه به قول تو من بچه بودم

                         اخه بی معرفت بچه زدن داشت؟

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 9:50 توسط محمدرضا| |

منتظر کسی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس بودی حاضر باشه تو رو به همه ی دنیا نشون بده و بگه که این دنیای منه

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 23:20 توسط محمدرضا| |

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 23:13 توسط محمدرضا| |

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 23:8 توسط محمدرضا| |

ببخش مرا که برای نگاهت کافی نبوده ام

ببخش اگر دستانم ،

برای نگاه داشتنت کوچک بود

ببخش مرا اگر در قلبم جا شدی

و دیگر برای هیچ جا نبود

 

اکنون که مرده ام مرا ببخش

 

 

 

 

 

 

 

 

اکنون که عاشقم مرا ببخش

ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هایت که عاشقم کرد

و به خاطر تمام اشکهایم که گرفتارت کرد

ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا درد هایت زیاد شد

 

اکنون که دیگر نیستم مرا ببخش!

اکنون که از یاد برد ه ای با تو زیسته ام مرا ببخش

مرا ببخش اگر نامت را زیاد می خواندم

و یا اگر زیاد در پیش تو می ماندم

آنقدر که حوصله ات را سر میبردم ..

 اکنون که نمی خندم مرا ببخش ...

اکنون که دیگر هیچگاه اشکی ندارم مرا ببخش!!

 ببخش اگر نترسیدم خدا هم فراموش کند مراقبت باشد

 و نگفتم : خدا نگهدارت!

 مرا به خاطر تمام نا گفته هایم ببخش

اگر نگفتم تا قیامت به امید دیدارت ..

 اکنون که من به قیامت دل بسته ام

دیگر مرا ببخش !!

 

  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 23:5 توسط محمدرضا| |

 
 
 
عکس تصویر تصاویر پیچک ، بهاربیست Www.Bahar-20.com
 
بهترین لحضات وقتیه بهترینها یادت باشند
بهترین نیستم ولی به یادتم
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 23:1 توسط محمدرضا| |

خیلی سخته توی پائیز با غریبه آشناشی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

بعد بهت بکه که چشماش نمیخواد تورو ببینه

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 22:55 توسط محمدرضا| |

قسم به عشقوزندگی

که ارزشش یه عالمه

قلبی که بی توبزنه لایق آتیش زدنه

 

هرگاه غروب غمگینی دیدی بیادم باش

تاهروقت طلوع زیبای دیدم بیادت باشم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 22:50 توسط محمدرضا| |

رد شد شبیه‌ رهگذری‌ باد، از درخت‌

آرام‌ سیبِ کوچکی‌ افتاد از درخت‌

افتاد پیشِ پای‌ تو، با اشتیاق‌ گفت:

ای‌ روستای‌ شعر تو آباد از درخت،

امسال‌ عشق‌ سهم‌ مرا داد از بهار

آیا بهار سهم‌ ترا داد، از درخت؟

امشب‌ دلم‌ شبیه‌ همان‌ سیب‌ تازه‌ است‌

سیبی‌ که‌ چید حضرت‌ فرهاد از درخت‌

کی‌ می‌شود که‌ سیب‌ غریبِ نگاه‌ من‌

با دستِ گرم‌ تو شود آزاد از درخت‌

چشمان‌ مهربان‌ تو پرباد از بهار

همواره‌ رهگذار تو پرباد از درخت‌

امروز آمدی‌ که‌ خداحافظی‌ کنی‌

آرام‌ سیب‌ کوچکی‌ افتاد از درخت!


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 
 
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 22:36 توسط محمدرضا| |

Design By : Night Melody